كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )

26

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )

كودكان پيش از آن‌كه از جنبهء بيولوژيكى پدر يا مادر بشوند داراى چنين كنيه‌اى هستند ) ، و همچنين ممكن است نسبتى هم داشته باشند كه حرفه ، وابستگى دينى و حقوقى آنها ، مكان تولد صاحب‌نام يا خانوادهء او را نشان مىدهد ، مانند سراج « زين‌ساز » ، حنفى « پيرو مذهب فقهى ابو حنيفه » ، دمشقى « اهل دمشق » و غير آن و نيز هرمسلمانى ممكن است لقب يا نبزى داشته باشد مانند تأبط شرّا « كسى كه شر در زير بغل دارد » ، يا اخطل « پهن گوش ، آويخته گوش » . با گذشت زمان ، خود فرمانروا ، يا افراد طبقهء حاكمه يا خواه نظامى و خواه كشورى ، به طور قطع القاب و عناوينى افتخارى داشتند مانند ذو الرياستين ، « دارندهء دو منصب لشكرى و كشورى » يا جلال الدوله . شخص ممكن بود به يكى از اين نام‌ها يا القاب معروف و مشهور باشد ( در اين صورت آن نام يا لقب را شهرت او مىخواندند ) ، و اين شهرت‌هاى سده‌هاى ميانه‌اى ممكن است شهرتى نباشد كه شخص امروز بدان شناخته مىشود . مثلا در مآخذ و منابع قديم عربى اغلب از المتنبى شاعر با كنيه او ، ابو الطّيب ياد كرده‌اند . 9 از قرن دهم به اين سو ، القاب و عناوين افتخارى از اين نوع در ميان صاحبان قدرت به فراوانى رواج گرفت و سرانجام علماى دينى و بزرگان ادب را هم دربرگرفت كه به ناچار در نهايت كار به از دست رفتن معنا و اهميت آنها انجاميد . بررسى و مطالعهء اين القاب براى تاريخ‌نگاران و كتيبه‌شناسان و سكه‌شناسان كارى دلپذير تواند بود و اغلب ممكن است روشنى مهمى بر رويدادها و روندها بيفگند . 10 اما بر روى هم ، افزوده شدن اين القاب پرطمطراق براى يك حكمران واحد ، براى وقايع‌نگار و گاهشناس سلسله‌هاى اسلامى توليد دشوارى مىكند . چه بسيار ، اين القاب چندان متعدد و درهم پيچيده مىشوند كه كار انتخاب يكى از ميان آنها دشوار مىگردد : مثلا شخص نمىداند كدام يك از اين القاب را در كتابى مانند كتاب حاضر بياورد . يكى از عوامل مهم در اين امر ، مسأله نام‌هايى است كه يك سلطان يا حكمران هنوز بدان شهرت دارد . در بعضى موارد ، گزينش آسان است ؛ مثلا محمود غزنوى با لقب يمين الدوله مشهورتر است . براى ديگر حكمرانان انتخاب بدين آسانى و آشكارى نيست . در سلسله‌هاى اسلامى چاپ 1967 ، من بر آن بودم كه صورت ساده‌اى از رشته دراز القاب و عناوين را ذكر كنم و به همين دليل يك يا چند لقب را كه مأنوس‌تر و براى شناسايى هويت و تمايز حكمرانى از حكمران ديگر مهم به نظرم مىرسيد ، ذكر كردم . در سلسله‌هاى اسلامى جديد در ثبت القاب و عناوين افتخارى دست و دل‌بازى بيشترى نشان داده‌ام و علاوه بر آن‌كه اسم را در آغاز ذكر كرده‌ام ، هميشه كنيهء شخص را اگر معلوم بوده ، افزودم و كوشيده‌ام كه نسب يا رشته پدرى